|
|
|
|
|
یا رب شهر رمضان، یا واسع المغفرة
ای خدا ما را به حضرتت آمال و آرزوهای بسیار است و امیدی بسیار تو را معصیت کردیم و امید پرده پوشی داریم تو را در دعا خواندیم و امید اجابت داریم پس ای مولای ما! ما را به امید و آرزویمان برسان که ما می دانیم که بخاطر اعمال زشت خود چیزی جز محرومی از رحمتت مستحق نیستیم لیکن تو به احوال ما دانایی و به فقر ما آگاهی و می دانیم که از درگاه فیضت محروم برنمی گردیم و با آنکه مستوجب رحمت نیستیم تو شایسته آنی که بر ما گنهکاران بفضل و رحمت وسیعت جود و بخشش کنی پس تو بانچه لایق بزرگواری توست بر ما احسان فرما (فرازی از دعای ابوحمزه ثمالی)
با سلام خدمت شما بزرگواران و تبریک حلول ماه مبارک رحمت و مغفرت، رمضان امیدوارم ماه رمضان با برکتی پیش رو داشته باشید التماس دعا
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 11:24 توسط زهرا
|
|
||
|
|
|
|
|
پدر بزرگ، درباره چه مي نويسيد؟ -درباره تو پسرم، اما مهمتر از آن چه مي نويسم، مدادي است که با آن مي نويسم
مي خواهم وقتي بزرگ شدي، مثل اين مداد بشوي
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چيز خاصي در آن نديد
اما اين هم مثل بقيه مداد هايي است که ديده ام
پدر بزرگ گفت: بستگي دارد چطور به آن نگاه کني
در اين مداد پنج صفت هست که اگر به دستشان بياوري،براي تمام عمرت در دنيا به آرامش مي رسي :
صفت اول
مي تواني کارهاي بزرگ کني، اما هرگز نبايد فراموش کني که دستي وجود دارد که هر حرکت تو را هدايت مي کند. اسم اين دست خداست، او هميشه بايد تو را در مسير اراده اش حرکت دهد
صفت دوم
بايد گاهي از آن چه مي نويسي دست بکشي و از مداد تراش استفاده کني. اين باعث مي شود مداد کمي رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تيز تر مي شود و اثري که از خود به جا مي گذارد ظريف تر و باريک تر، پس بدان که بايد رنج هايي را تحمل کني، چرا که اين رنج باعث مي شود انسان بهتري شوي
صفت سوم
مداد هميشه اجازه مي دهد براي پاک کردن يک اشتباه، از پاک کن استفاده کنيم. بدان که تصحيح يک کار خطا، کار بدي نيست، در واقع براي اين که خودت را در مسير درست نگهداري، مهم است
صفت چهارم
چوب يا شکل خارجي مداد مهم نيست، زغالي اهميت دارد که داخل چوب است. پس هميشه مراقب باش درونت چه خبر است و سرانجام پنجمين صفت مداد: هميشه اثري از خود به جا مي گذارد
پس بدان از هر کارت در زندگي ردي به جا مي گذاري
سعي کن حرکات تو هشيارانه باشد
بدان که چه مي کني |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 23:58 توسط زهرا
|
|
||
|
|
|
|
|
«تمام غم و غصه های افراد ، از اینجا شروع می شود که خودشان را برای خدا نـمی خواهند . اگر اینگونه شود و خودمان را برای او بخواهیم ، سختی های راه زندگی به نظرمان نمی آید و به آرامش میرسیم .این نکته بسیار مهـمی است . زلیخا یوسف را برای خودش می خواست، نه خودش را برای یوسف. لذا آن شد که به او تهمت زد و به زندانش انداخت . اینــها نا خــالصی در عشق است و حقیقت و صداقت در عشـق، اصلی ترین شعبه یقین است . رفقا انسان با محبت است که پیشروی می کند. محبت که باشد، سختی ها ، حرفها غصه خوردن ها و مـنم زدنها ، همه و همه کنار می رود و جـــای خـود را به معشوق خواهد داد.» ( كربلايي احمد ) |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 11:54 توسط زهرا
|
|
||