|
|
|
|
|
گرچه تهران نیستم ولی با تمام احساسم و با تمام عقیده ام امروز تو نماز جمعه شرکت می کنم.رهبر عزیزم خدا رو شکر میکنم که سلامتید وبرای سلامتیتون دعا میکنم. امروز میام که بگم خون شهیدان انقلاب هنوز در رگهای جوانان این مرزو بوم جاریه . اگه یه عده از دوستان دور و نزدیک با چهره خوشرنگ بعضی افراد دستخوش مسیر منحرف از دین و اسلام شدن ولی با رو شدن چهره واقعی مطمئنا کسی که واقعا خواستار اعتدال اسلامی و خواستار میهنی سرافراز و مستقل باشه دلش وعملش همراه شماس. تنها آرزوی من نیز شهادت در راه خداس که هیچ چیزی بالاتر از آن ندیدم . دیدم که در پیشگاه خداوند مهربانم هر کسی تنهاس و او میماند و پروردگارش پس ایا واقعا چیزی مهمتر ا ز این هست که در آن لحظات سخت آغوش پروردگارم پرمهر تر از همیشه پیش رویم باز باشد دوستت دارم مهد دین من دوستت دارم بهترین من دوستت دارم سرزمین من شهیدان وطنم ای که خون شما از جانم برایم با ارزش تر است ای کسانی که زنده اید و میبینید ببینید که مردم اندیشمند ایران اسلامیمان نخواهند گذاشت سیاهی دوباره این مرزپر گوهر را فرا گیرد.دعا کنید که حق و باطل برایمان روشن باشد که گفته اند در آخر زمان تشخیص حق از باطل سخت خواهد شد ولی با نور شهادت شما حق همیشه روبه رویمان زنده و درخشنده است. شهیدان پیرو سرورشهیدان حسین (ع) بدانید که برای ما نیز رسیدن به رفاه بیشتر یا نشنیدن توهین وتهمت تنی چند از بیگانگان مهمتر از اسلام و بودن در خط ولایت و اطاعت امام زمانمان نخواهد بود سرفراز باشی میهن من ای فدایت جان وتن من پربهاتر از زرق و برق خاک پاک تو وطن من تا ابد تو را حق نگهدار
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 10:18 توسط زهرا
|
|
||
|
|
|
|
|
میلاد تو هدیه خداوند میلاد تو میلاد گل و گلاب و لبخند میلاد مادر عالم حضرت زهرا سلام الله علیها را به همه عالم تبریک میگم . وای چه روز با شکوهی امروز دلم میخواد به همه دنیا با تمام وجود بگم شاد باشید شادی کنید دیگه روزی بهتر از این نیست. دلم میخواد مثل یه پرنده پرواز کنم به همه جا سر بکشم و به همه بگم بدونید مادرتون امروز متولد شده خوشحال باشید و همه ناراحتی ها رو فقط به خاطر همین نعمت از یاد ببرید. اما یا زهرا خودتون میدونید دیگه پری برای پرواز ندارم. یا زهرا میدونید دیگه آرزویی ندارم . هر وقت فکر میکنم انگار هر بار که روز میلاد شما میشه مثل اینه که دوباره اون روزهای سخت بازم براتون تکرار میشه دلم میگیره . هرچی یه روزی آرزوشو داشتم دیدم نمیشه یا بازم اصل نیست. با هر کی با صداقت حرف زدم دیدم ته دلش باهام صاف نیست خیلی ها پشت حرفاشون قایم میشن نمیدونم شاید فکر میکنن اینقدر متوجه نمیشم که منظور اصلی یا هدف این حرف ها چیه. خیلی ها ادعای ایمان میکنن ولی بعد از سالها هنوز نمیتونن برای یه تصمیم توکل به خدا کنن و خوب وبدش رو بسپارن به خدا به فکر احساسات اطرافیانشون هم باشن نمیدونم شاید هم اون کارو درست نمیدونن ولی باز متوجه نمیشم چرا دست ازش نمیکشن . من دیگه خیلی خسته ام یا زهرا من دیگه تصمیم گرفتم از همه علایق وآرزوهای خودم بگذرم و تموم دلمو بسپارم به خودتون هر چی شما بگین هر چی شما برام خیر بدونید همونو انجام میدم میدونم برام سخته ،ازتون میخوام که یه لحظه هم تنهام نزارید که واقعا اگه بدونم نگاهتون بهم نیست میمیرم . دیگه بهم ثابت شده خیلی وقتها به جای اینکه به خودم و آرزوهام فکر کنم باید فقط به وظیفه ای که خدا برام گذاشته عمل کنم. یه زمانی فکر میکردم میتونم یه بهشت کوچولو برا خودم درست کنم ولی الان دیگه همه دنیا عین یه قفس شده برام یه حصاری که همه میگن همین بهتره پرواز برا چی. بشین همین جوری زندگی کن . دیگه هم بال وپری برام نمونده که بگم نه من آروزی پرواز دارم فقط یه اشک رون دارم نه توان حرف زدن ونه ادعایی از خودم . دلم میخواد برم یه جای دور که کسی نباشه ونزدیک آسمون باشم و سرمو بزارم رو زانوتون و مطمئن باشم که کسی که همیشه مهربونه کنارمه. دستتونو بکشید رو سرم تا قلب شکسته ام آرامش پیدا کنه. هیچ وقت فکر نمیکردم یه روزی ناملایمات بتونه جلوی رسیدن به آرزوهام باشه فکر میکردم هرجوری هم که بشه من میتونم پیش برم ولی فاطمه جان الان دیگه حتی توان ایستادن ندارم چه برسه به رفتن . چشم امیدم فقط به خودتونو نه به هیچ کس دیگه همه جا رفتم با همه حرف زدم ولی روزگار دل همه رومشغول خودشون کرده و تنها منافع خودشون نه اینکه درست چیه اصل چیه، دیدم حتی بچه بسیجی ها هم که دعای دین و ایمونشون میشه اهل پارتی بازی به نفع خودشون هستن و دیگرون رو نمیبینن و فکر میکنن کلاس اخلاق که میرن دانا شدن و این دیگرون هستن که ندانسته رفتار میکنن ..... خسته شدم از اینکه همیشه سعی کردم تحلیل درست یه مطلبو پیدا کنم به دیگرون بگم وگرنه میبینم خیلی ها به خیلی چیزها فکر نمیکنن (شاید حرفهام براتون بی معنی باشه ولی اگه موقعیت های اینطوری رو درک کرده باشید معنی حرفمو خوب میفهمید ) حتی تو این انتخابات که ناظر صندوق بودم دیدم خیلی ها وقت درست یه مطلبی رو میدونن حتی این زحمتو به خودشون نمیدن که حداقل یه اعتراضی بکنن و با این جمله که من نمیدونم خودشونو کنار میکشن .....خسته شدم زهرا جان وجود پر درد منو خودت پر از رحمت کن دل بی طاقت منو خودت قرار و آرامش بده |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 11:42 توسط زهرا
|
|
||
|
|
|
|
|
کی رای میده ؟ کی رای نمیده؟ کی به کی رای میده ؟ اصلا به کی باید رای داد .... چقدر جالب شده همه دارن درباره انتخابات حرف میزنن هر جا که میری، تو جلسه خانمها تو کوچه و بازار تو پیامک ها و خلاصه هر جا که فکرشـو بکنید. بعد از مناظـره ما که هر شـب تو خونه درحال بحث بودیم ، چه بحث داغی! اول مواضع خودم رو شن کنم، من تصمیم گرفم به احمدی نژاد رای بدم، بابا اونایی که طرفدار کسی دیگه ان صبر کنن بالاخره پشت هر تصمیمی یه سری افکار و عقاید هست که محترمه بدون اینکه لازم باشه آدم توهینی بکنه میتونه حرف بزنه و آدم عاقل کسیه که توانایی شنیدن داشته باشه مخصوصا شنیدم نظرات مخالف و همیشه خودشو جوری عادت بده که حداقل یه درصدی احتمال داره که من هم اشتباه بکنم، آخه باباجون هیچ کسی که معصوم نیست پس اشتباه برا همه هست. اول چیزی که برای من برا انتخاب مهم بوده ولایت پذیری کاندیداها بوده و توی این مناظرات و حرف ها و دیث ها درسته همه دم از خط امام زدند ولی خیلی کم خیلی کم گفته شد ولایت پذیری، واقعا اگه امام زمانمون الان بود نباید حرفهاشونو اطاعت میکردیم خوب الان آیت الله خامنه ای ولی فقیه ما هستن، نمیگم ایشون معصومن نه ولی حرفشون برای من حجته، ملاک هایی که ایشون برای انتخاب کاندیداها ارائه کردن رو بگیره و تو این چهار نفر بگرده میرسه به احمدی نژاد. قبول دارم تو دولت ایشون خیلی اشتباه ها صورت گرفته و خیلی از کارها باید اصلاح بشه ولی بی انصاف هم نیستم ایشون تو این چهار سال خیلی پرکار بودن و سفر های استانی شون مزیت هایی داشته که بیشتر از معایبش بوده ، نمیگم ایشون تمام علوم و فن اوری هسته ای رو راه انداختن ولی میدنم که پافشاری هاشون و در این زمینه مطیع امر ولایت فقیه بودنشون باعث شد دنیا این حق رو برای ما بپذیرن و از بسته شده و پیشرفت نکردن این زمینه جلوگیری بشه. اگه با انصاف باشیم و خودمون رو از شلوغی های انتخابات کنار نگه داریم میبینیم تو همه دولت ها ایراداتی بوده و خوبی هایی که تو این دولت هم بر خوبی ها افزوده شده. توی انقلاب هم بیشترواکثر افراد از قشرنسبتا پایین تر از لحاظ مالی بودن الان هم از طرفدار ها ی کاندیداها معلومه چه خبره. واقع بی بندوباری جمعیت زیادی از طرفدار های موسوی یه نگرانی رو برا من ایجاد کرده که نکنه اگه موسوی بیاد رو کار خون شهیدان ما خون برادران از جان عزیز تر ما که در سنین جوانی خودجانشون رو فدای اسلام و انقلاب کردن پایمال بشه . من که نه فرزند شهیدم و نه خواهر شهید و البته نه مادر شهید ! از تک تک افرادی که بخوان این ایثار و فدارکاری و این جانبازی رو به بازیچه بگیرم نمیگذرم. شبی که مناظره احمدی نزاد و موسوی بود آخرین شب از عزاداری های ایام فاطمیه هیئت ما بود(منظورم تهرانه) اولش رفتم ولی کمی که طول کشد سخنران بیاد نتونستم طاقت بیارم برگشتم خونه و مناظره رو نگاه کردم حرف های پشت پرده ای که ده شد و ارزش های اخلاقی و اسلامی که از طرف هر دو شون زیر پا گذاشته شد دلمو خیلی شکست و خیلی نگران رهبر عزیزم بودم که مبادا سلامتی ایشون به خطر بیافته. مثل پدری که شاهد دعوای ست فرزندان خودش باشه اون هم در جلوی چشم دشمن فریبکار و سو استفاده کننده وامام زمان رو التماس میکردم که مواظب رهبرمون باشن و بعد از مناظره که عزاداری هنوز تموم نشده بود و برگشتیم غمم دوچندان شده بود این همه سکوت علی علیه السلام این همه سختی و رنجی که دردانه پیامبر کشیدن این همه بلا و مصیبت در کربلا و... همه اینها الان به ما رسیده و ما باید پاسدار ارزشها و پاسدار اسلام باشیم مگه واقعا به جز اینها چیز دیگه ای برای آدم باقی میمونه. خدایا ظهور امام زمانمان را نزدیک بفرما خداوندا تاظهور ایشان رهبری عزیز رو برای ما و برای این مملکت نگه دار خدایا خدمت گزاران اسلام و ایران را پینده نگه دار و خودت کمک کن تا کسی که واقعا دلسوز اسلام و مردم هست روی کار بیاد خدایا خطاهای ما رو ببخش که بندگانی کوچک د ربرابر عظمت بی پایان لطف بی کران تو هستیم. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 12:5 توسط زهرا
|
|
||
|
|
|
|
|
امروز توی اون خونه گلا ماتم گرفتند ستاره ها خم شدند گلدونا غم گرفتند یاس سپید خونه مهمون آسمون شد قد علی اعلا تو ماتمش کمون شد تو ماتم یاسمون ستاره ها شکستند پروانه ها گرد یاس یه شب تا صبح نشستند نه ضجه های حسین نه گریه های زینب سکوتو بر هم نزد تو نیمه های اون شب غنچه ها روی شونه بوته یاسو بردند هدیه اسمونو دست زمین سپردند شهادت بانوی دو عالم ، صدیقه طاهره ، حضرت فاطمه روبه پیشگاه امام زمان و همه شما عزیزان تسلیت عرض می کنم.
دیشب خیلی در مورد شهادت ایشون و مراسم هایی که برای عزاداریی ایشون برگزار میشه صحبت کردیم . بعضی وقتها حتی تو این مراسم ها به شان و عظمت ایشون بی احترامی میشه ( واقعا متاسفام امسال در مورد اینکه ایشون مدت زیادی بستری بودن و زخم بستر گرفتن روضه شنیدم ) نمیدونم اگه واقعا کسی میخواست در مورد مادر خودش روضه بخونه یا براش بخونن اجازه میداد همچین حرفهایی زده بشه؟! وقتی این شهادت جان سوز تر میشه که آدم این واقعیتو بدونه که پاره تن پیامبر در مدت کوتاهی بعد از شهادت پدر اینهمه دچار رنج وعذاب بشه و با بچه های کوچکش به در خانه بزرگان بره و بهشون بگه شما باید با علی (ع) بیعت میکردید مگر حرف های پیامبر یادتون رفته و هیچ کس جوابی به این حرف ها نده و در اون زندگی قبیله ای عرب که اگه اهانتی به کسی از یک قبیله می شد همه اهل اون قبیله طرفشو میگرفتن و به یاریش میومدن ولی در خانه حضرت علی و زهرا رو آتش زدن ولی کسی صداش در نیومد ، حضرت علی رو دست بسته بردن ولی کسی نیومد و اعتراضی نکرد .
از کسایی مثل عموی حضرت زهرا که وقتی حضرت زهرا حالشون بده به حضرت علی میگن وقتی زهرا(سلام الله علیه) مرد ما رو بی خبر نزار انتظاری نمیره ولی واقعا یاران با وفای حضرت علی در این صحنه ها کجا بودن؟ چرا حرفی از اونها نیست؟ چند وقت پیش جمله ای دیدم از مقام معظم رهبری با این مضمون که " محنت از امتحان میاد و تمام عمر حضرت فاطمه پر از محنت بود"
واقعا احساس میکنم کوتاهی ما بوده یا کوتاهیی هایی که ما داریم موجب این بوده که ایشون یا دیگر معصومین ما این همه ستی و محنت بکشن . خدایا میخوام بگم به من توفیق اینو بده که بتونم وظیفه مو در قبال حضرت زهرا و د رواقع دینم انجام بدم ولی فکر کنم بهتره فقط بگم خدایا این بنده حقیرو ببخش چون این توانایی رو در خودم نمیبینم.
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 11:55 توسط زهرا
|
|
||