تبليغاتX
جرعه
 

يا عدتي عند شدتي ، يا رجايي عند مصيبتي ، يا مونسي عند وحشتي ، يا صاحبي عند غربتي ، يا وليي عند نعمتي ،  يا غياثي عند كربتي ، يا دليلي عند حيرتي ، يا غنايي عند افتقاري يا ملجايي عند اضطراري يا معيني عند مفزعي.

 

اي ذخيره ي من در روز سختي ، اي اميد من در هنگام مصيبت ، اي مونس من هنگام وحشت ، اي رفيق من در غربت ، اي دوستدار و ولي من در نعمت ، اي فرياد رس من وقت سختي ، اي دليل  و رهبر من وقت حيراني ، اي دارايي من در روز نياز مندي ، اي پناه من وقت اضطرار و پريشاني ، اي ياور  و دادرس من هنگام هراس .

 

خداي من ، معبود من، پرور دگار تمام آنچه در زمين و آسمانهاست ، آيا جز تو در اين هيايوي زندگي چيز ديگري را مي توانم ديد ، جز وجود با عظمت تو چيز ديگري را مي توان لمس نمود.

 خداي من ، در حال پريشاني و تنهايي رو به سوي تو آورده ام ، مي دانم رو سياهم و دستانم خالي و پر از تمنا است، اما پروردگار من جز تو مهرباني چنين با عظمت از كجا جويم كه پناه قلب ترسان من باشد ، خدايا  در زير آسمانت آنقدر اشك خواهم ريخت و آ نقدر ناله خواهم زد كه تو خود مرا در آغوش رحمتت بگيري و صورت سياهم را به نور خودت روشن كني.

پرور دگارا بدون اميد به بخشش بي كران تو  ديگر تاب زندگي نخواهم داشت .

خداي من در ياب دستاني را كه رو به سوي تو بالا آمده اند .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 15:27  توسط زهرا  |