|
|
|
|
|
به سجده گاه تو مرا هزار امید باشد به هر نماز و هر قنوت هزار نیاز باشد تو مونس منی تو رهمنای من تو هم کلام این دل پر از گناه من تو روشنی به ظلمت شب سیاه من تو آب پاک و مرهم دل کباب من امیدو انتظار تو جلای این سر پر از هوس تو بودنت مرا نیاز هر نفس پر از شراب مستیم نما که مستم از نگاه تو تو هم دل مرا بخوان به روز و شب به هر دعا
عزیزان عید تون مبارک امیدوارم جز منتظران واقعی حضرت باشیم ووقتی می خواییم با مولامون حرف بزنیم زیاد خجالت زده نباشیم . |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 11:33 توسط زهرا
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام خدا سلام به همه دوستان. بالاخره نتایج آزمون ارشد هم اومد و این بار قسمت شده برم تبریز ... خدای خودمو شاکرم که بار دیگه توفیق علم آموزی به من اعطا کرد . اینم شیرینی دوستان... اینم یکی دیگه از مزایای اینترنته که آدم زیاد به خرج نمی افته
برام خیلی جالبه... تو کارشناسی صد تا انتخاب رشته رو کرده بودم و هر وقت نگاهم به ماهشهر می افتاد میگفتم نه اونجا رو نمیزنم خیلی دوره ... که بخاطر اشتباه وارد کردن کد رشته اتفاقا همون جا در اومدم بعد از اعتراض و یه ترم ماهشهر خوندن و البته به اصرار زیاد خانواده به صنعتی اصفهان رفتم و بقیه مدت اونجا بودم ... و حالا تو آزمون ارشد به خاطر شرایط خوب ماهشهر دلم می خواست ماهشهر دربیام که نشد ... وقتی به سیر مکانهای سکونت خودم نگاه میکنم میبینم هر زمان اونجایی که بودم برام خوب بوده ... ترم یک یه بچه دبیرستانی فوق العاده خجالتی بودم به یه دانشکده کوچیک رفتم وقتی با هم اتاقی های اونجا انس گرفته بودم طعم جدایی و بار دیگه بزرگ شدن رو احساس کردم و حالا هم فکر میکنم باید یاد بگیرم که هر چه پیش آید خوش آید و با رضایت از تقدیر بهترین بهره رو از اونچه که برام پیش اومده ببرم.البته اگه به جغرافیای این مکانها دقت کنیم احتمال می ره برا مقطع دکترا به اونور مرزها پا بزارم برام مسلم شده که اونچه که خودم فکر میکنم خیرم توشه شاید اصلا اونطور نباشه و اگه توش قرار بگیرم بیشترین پشیمونی رو برام به همراه داشته باشه ... البته یکی از مزایای گردش در شهر های مختلف اینه که تو همه شهرها دوست دارم والبته این شاید همون عیبش هم باشه چون اکثر دوستام توی شهرستانن و وقتی میام تهران نسبتا بی دوست و رفیق می شم و اونوقته که پول تلفن ها سر به فلک میکشه و خانواده از این که اجازه دادن من به شهرستان برم پشیمون |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سوم شهریور 1386ساعت 9:42 توسط زهرا
|
|
||